اسكندر بيگ تركمان

848

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بعشرت و شادكامى گذرانيده و بعد از روانه نمودن پادشاه اوزبك رايت نصرت يزك بعزم توجه آذربايجان در حركت آمده از راه ييلاقات فريدن و آق النك روانه شدند و از آق النك اردوى آغرق را بجانب سلطانيه فرستاده خود با معدودى از مقربان و ملتزمان ركاب اقدس بنهاوند تشريف بردند كه قلعهء نهاوند را كه بسركارى حسنخان و مهديقلى بيك مير آخور باشى جغتاى تعمير يافته بود مشاهده فرموده بنيك و بد آن باز رسند و چند روز در متنزهات نهاوند و تويسركان و آن حدود بسير و شكار مشغولى فرموده در چمن سلطانيه به اردوى ظفر قرين پيوستند الله ويرديخان نيز با امراء عساكر فارس رسيده در چمن مزبور سعادت بساط بوس دريافت و بعد از اجتماع عساكر نصرت نشان از آنجا كوچ كرده اردوى گردون شكوه بجانب اوجان تبريز در حركت آمد و حضرت اعلى با مخصوصان و مقربان به قصد زيارت حضرت سلطان الاولياء و مشايخ كرام صفويه از اردوى نصرت نشان [ 600 ] جدا شده بدار الارشاد اردبيل تشريف برده بعد از استسعاد بدان سعادت عظمى بازگشته در ييلاق اوجان به اردوى ظفر نشان پيوستند و مترصد آن بودند كه از جانب سردار روم از صلح و جنك آنچه روى دهد بمقتضاى آن عمل نمايند قبل از اين ازانهاى واردين قرع سمع همايون شده بود كه مراد پاشاى سردار كه در سرحد قشلاق نموده بود پهلو بر بستر ناتوانى نهاده عالم فانى را وداع نموده است و امير سردارى بنصوح پاشا كه حاكم ديار بكر بود تفويض يافته و در سرحد بقطع و فصل مهام و لوازم امور وزارت و سردارى مشغول است در اينوقت اخبار مذكور بتحقيق پيوست و مقارن آن شخصى از علماء روم كه مرد سنجيده سخندان و قاضى ماردين بود از جانب نصوح پاشا برسم رسالت بپايهء سرير اعلى آمده در ييلاق اوجان بعز بساط بوسى سرافراز گرديد و بعد از قوايم سرير سلطنت مصير باداى رسالت پرداخت خلاصهء سفارت آنكه از جانب حضرت خواندگار امر سردارى و اختيار صلح و جنك قزلباش به دستورى كه مراد پاشا متعلق بود به اين خيرخواه تفويض يافته و قرارداد خاطر خير انديش آنست كه به جهت حصول نيكنامى و نيكخواهى مسلمانان طرفين امر مصالحه را فيما بين بنوعى كه در زمان حيات مراد - پاشا تمهيد يافته بود فيصل دهد بشكرانهء آنكه بوسيله اين نيكخواه ميانهء دو پادشاه ذيجاه قطع خصومت و نزاع شده اين نام نيك ازين خيرخواه در صفحه روزگار يادگار ماند دامن در ميان زده امر خير انجام مصالحه را استحكام دهد اكنون ملتمس آنست كه چون آمد و رفت محمد بيك ايلچى سابق به امتداد كشيده مجددا يكى از امراء ذيشأن قزلباش را به جهت تمشيت اين امر تعيين فرموده با مكتوب محبت ورود شاه عباس به تبريز اسلوب دوستانه ارسال دارند كه باتفاق باستنبول رفته معامله صلح را بر وفق رضاى اشرف استحكام دهيم ايلچى مذكور را بمناسبت علم و فضل در خانهء عاليجناب صدارت پناه قاضى خان صدر الحسنى فرود آوردند و در اول ماه رجب از اوجان كوچ واقع شده متوجه دارالسلطنه تبريز گشتند كافهء خلق آنديار باستقبال موكب نصرت شعار بيرون آمده زبان صدق بيان بدعا و ثناى شهريار كامكار كامران گشادند و چون هواى عشرت انگيز تبريز از غبار سم سمند شبديز مانند خسرو عهد عبير آميز گرديد سيادت پناه قاضى خانرا كه سيد بزرك عاليشان و مرد نيكو اخلاق متعالى مكان و برتبه عالى منصب صدارت و تقدم ارباب عمايم ملك ايران سرافرازى داشت و صاحب ثروت و مكنت بود برسالت روم تعيين فرمودند از عنايات كامله پادشاهى موازى يكهزار تومان شاهى عراقى زر نقد و بعضى امتعه و اجناس و يراق ضرورى آن سفر به او عطا فرمودند و از فضلاى اين ديار قاضى معز اصفهانى و مولانا سلطانحسين ندوشنى يزدى كه از دانشمندان روزگارند و قاضى مؤمن را كه سابقا قاضى اصفهان بود و حكيم عبدى طبيب اردبيلى را